
انجیل نویسان تقریبا هیچ اشاره ای به نباتات و حیوانات پراکنده در فلسطین نکرده اند؛ فقط اغلب از گرگ صحبت شده است و حال آنکه گرگ در آن سرزمین نایاب است. در زمانی که در انجیلها از آن سخن می رود، شیر و گربه ی وحشی و شغال و کفتار در فلسطین فراوان بوده؛ ولی در انجیلها نامی از آنها برده نشده است. از تمام نباتاتی که در فلسطین قدیم می روییده اند انجیلها فقط از خردل سیاه نام می برند، آنهم به چه لحنی! لوقا می نویسد:
پس گفت، ملکوت خدا چه چیز را میماند و آن را به کدام شی تشبیه نمایم؟ دانه خردلی را ماند که شخصی گرفته در باغ خود کاشت، پس رویید و درخت بزرگ گردید، بهحدّی که مرغان هوا آمده، در شاخههایش آشیانه گرفتند(لوقا 13: 18-19) و در اینجا صحبت بر سر معجزه نیست؛ بلکه اشاره به یک امر کاملا طبیعی است و انجیل نویس تصور کرده است که خردل سیاه درخت است در صورتیکه همه می دانند، خردل بوته است. در عوض لوقا و دیگر اجیل نویسان از نباتاتی که در سر تا سر فلسطین پراکنده بوده است از قبیل نخل و سدرو بادام و زیتون و غیره نامی نمی برند*.
____________________
* دربارهی مفهوم انجیلها، کری ولف، ترجمهی محمد قاضی، نسخهی الکترونیکی، ص 51-52.
برچسبها: لوقا, خردل, بوته
+ نوشته شده در ساعت توسط مهیار |
پرتوی بر ظلمت...
ما را در سایت پرتوی بر ظلمت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 0:13