از تمایز تا تناقض

خرید بک لینک

یکی از مسائل مهم در الهیات مسیحی، مسالهی تمایز اقانیم (اشخاص) سه گانه در تثلیث است. «مساله، تمایز یا وحدت جوهری اعضای سه گانهی تثلیث است. آریوس بر این باور بود که پدر، پسر و روحالقدس به لحاظ جوهری اموری متمایز و بیگانه از هماند و هیچ مشارکت و جنبهی وحدتی میان آنها وجود ندارد. از طرف دیگر آباء راست کیش در مقابل این بدعت آریوسی بر وحدت جوهری پدر و پسر و روحالقدس تاکید و نام «خدا» را بر هر سه اطلاق کردند. این امر در واقع به لحاظ تاریخی تداوم یا احیای همان سنتی است که ابتدا روحالقدس را با مسیح ازلی یکی و سپس آن را با خدا برابر دانست. در این صورت اگر هر سه عضو تثلیث از یک طرف دارای «خدا» و از طرف دیگر دارای کارکردی یکساناند، مسالهی تمایز آنها را چگونه میتوان مطرح یا حل کرد؟ تمایز میان پدر و دو عضو دیگر را آباء از قبل مشخص کرده بوند: وجود پدر معلول علل و اسبابی نیست؛ اما لوگوس و روحالقدس معلول پدر هستند. اما مسالهی تمایز میان لوگوس و روحالقدس که هر دو معلول پدر و با او برابر و شایستهی عنوان خدا تلقی میشد، محل بحث و مناقشه شد و در نهایت دو نوع تمایز مطرح گردید:
1. تمایز لفظی. در عهد جدید و نزد آباء کلیسا در وصف پدید آمدن روحالقدس و لوگوس از اوصاف و اصطلاحات متمایزی استفاده شده است.
2. تمایز علی. در عهد جدید، مسیح ازلی که آباء آن را با لوگوس یکی گرفتند، پدید آمده از پدر قلمداد میشود؛ اما دربارهی روحالقدس گاهی گفته میشود که روحالقدس «از آنچه از آنِ من است خواهد گرفت». آباء کلیسا از جمله ترتولیان معتقدند که روحالقدس از پدر به واسطهی پسر (لوگوس) آفریده شده؛ پس پسر بر روحالقدس تقدم دارد؛ اما هنگامی که مسیحیت به تدوین اعتقادنامههای خود اقدام کرد ابتدا در دومین شورای جهانی کلیساها در قسطنطنیه (381) روحالقدس را «صادر از پدر» و پسر را «پدید آمده از پدر» قلمداد کرد که بدینسان تمایز میان آنها تمایز صرفا لفظی است. این مطلب به عنوان اعتقادنامهی شرق باقی ماند. در سومین شورای کلیسایی در طلیطله، روحالقدس را «صادر از پدر و پسر» و پسر را «پدید آمده از پدر» تلقی کردند؛ این تمایز هم لفظی است و هم علی. این مطلب به اعتقادنامهی غرب تبدیل شد»*.
همانگونه که روشن است، مسالهی تمایز این سه شخص و نسبت آنها با یکدیگر نیز از اضطراب و تناقض رنج میبرد. الهیات مسیحی که بنای آموزهها و مناسکش بر آموزهی پایهای تثلیث استوار است؛ نتوانسته است، بیانی سر راست، روشن، همه فهم و همه پذیری از ماهیت و نسبت سه شخص شکل دهندهی تثلیث را در بین عالمان مسیحی به دست دهد. این خود یک اشکال اساسی است که چگونه یک دین مدعی حقیقت و نجات تمامی انسانهاست ولی حقیقت اساسیترین آموزههایش چنین مبهم و گنگ است.
______________________
* هفت آسمان، فصلنامهی تخصصی ادیان و مذاهب، شمارهی 42، سال یازدهم، تابستان 1388، صص 203-204.

پرتوی بر ظلمت...

ما را در سایت پرتوی بر ظلمت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 9:19

صفحه بندی