کتاب مقدس، فرسنگها دور از فطرت

خرید بک لینک

اسلام در قرائت (خوانش) درست خود، مبتنی بر فطرت است. فطرت دارای ویژگی فرا مکانی-زمانی است. گرایشهای فطری آن دست از تمایلات انسانی است که ریشه در انسان بودن انسان دارد. انسان به نوعی آفریده شده که جدای از جنس و جنسیت، جغرافیا و فرهنگ و ... از چیزهایی نفرت دارد و به چیزهایی علاقه دارد. نفرت و بیزاری کامل از رابطهی جنسی با محارم در بین همهی انسانها جریان دارد که اسلام هم به دلیل فطری بودن همراستا با آن حرکت کرده است.
مسیحیت تبشیری/پولسی مدعی برتری است. هیچ اندیشهی برتری نباید و نمیتواند در جهت خلاف مسیر فطرت حرکت کند. آیا مسیحیت تبشیری به چنین الزام عقلی وفادار و پایبند است؟ مناسب و منطقی است که به کتاب مقدس به عنوان متنی دارای تقدس که به تمامه الهام و منبع شناختی مسیحیان است ارجاع دهیم.
به این یک مورد بنگرید:

«ابراهیم در جرار

پس ابراهیم از آنجا بسوی ارض جنوبی کوچ کرد، و در میان قادش و شور ساکن شد و در جِرار منزل گرفت.
و ابراهیم در خصوص زن خود، ساره، گفت که او خواهر من است. و ابیملک، ملک جرار، فرستاده، ساره را گرفت.
و خدا در رویای شب، بر اَبیمَلِک ظاهر شده، به وی گفت: اینک تو مردهای بسبب این زن که گرفتی، زیرا که زوجۀ دیگری میباشد.
و ابیملک، هنوز به او نزدیکی نکرده بود. پس گفت: ای خداوند، آیا امتی عادل را هلاک خواهی کرد؟
مگر او به من نگفت که "او خواهر من است"، و او نیز خود گفت که "او برادر من است؟" به ساده دلی و پاک دستی خود این را کردم.
خدا وی را در رویا گفت: من نیز میدانم که این را به ساده دلی خود کردی، و من نیز تو را نگاه داشتم که به من خطا نورزی، و از این سبب نگذاشتم که او را لمس نمایی.
پس الان زوجۀ این مرد را رد کن، زیرا که او نبی است، و برای تو دعا خواهد کرد تا زنده بمانی، و اگر او را رد نکنی، بدان که تو و هر که از آن تو باشد، هر آینه خواهید مرد.
بامدادان، ابیملک برخاسته، جمیع خادمان خود را طلبیده، همۀ این امور را به سمع ایشان رسانید، و ایشان بسیار ترسان شدند.
پس ابیملک، ابراهیم را خوانده، بدو گفت: به ما چه کردی؟ و به تو چه گناه کرده بودم، که بر من و بر مملکت من گناهی عظیم آوردی و کارهای ناکردنی به من کردی؟
و ابیملک به ابراهیم گفت: چه دیدی که این کار را کردی؟
ابراهیم گفت: زیرا گمان بردم که خداترسی در این مکان نباشد، و مرا به جهت زوجهام خواهند کُشت.
و فیالواقع نیز او خواهر من است، دختر پدرم، اما نه دختر مادرم، و زوجۀ من شد.
و هنگامی که خدا مرا از خانۀ پدرم آواره کرد، او را گفتم: احسانی که به من باید کرد، این است که هر جا برویم، دربارۀ من بگویی که او برادر من است»*.

____________________

* پیدایش 20: 1-13.

پرتوی بر ظلمت...

ما را در سایت پرتوی بر ظلمت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 11:19

صفحه بندی